ابوالحسن صبا" 28 آذرسالروز درگذشت زنده‌یاد ابوالحسن صبا ـ آهنگ‌ساز و نوازنده ایرانی



53 سال از درگذشت زنده‌یاد ابوالحسن صبا ـ آهنگ‌ساز و نوازنده ایرانی ـ که حیات و حیثیت موسیقی ملی ایران در عصر جدید با نام و یاد او پیوند خورده، می‌گذرد.

به گزارش "ایسنا"،صبا یکی ازبزرگترین اساتید موسیقی کلاسیک ایرانی در قرن حاضر است که اغلب سازهای ایرانی را می‌نواخت و به سال 1281 به دنیا آمد.

او 28 آذر سال 1336 در سن ‌55 سالگی چشم از دنیا فروبست و در قبرستان «ظهیرالدوله» به خاک سپرده شد.



صبا نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد میرزا عبدالله فراهانی و درویش خان تار، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد حسین هنگ‌آفرین ویولن، نزد علی‌اکبر شاهی سنتور و نزد حاجی‌خان ضرب را آموخت و به مروز به نواختن همه سازهای موسیقی ردیف تسلط پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی را در حد استادی می‌نواخت،اما ویولن و سه‌تار را به‌عنوان سازهای تخصصی خود برگزید.

صبا بعدها در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد.

او برای چهل سال ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و درتمام جریان‌های موسیقی ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت.

این هنرمند در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن‌ ساز،نقاشی و ادبیات مهارت داشت و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود.

مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغاز شده بود، با صبا به اوج رسید وشاگردانش نیز پیرو راه او شدند.

لطف‌الله مفخم پایان، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، غلامحسین بنان، ابراهیم قنبری مهر، رحمت‌الله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، ساسان سپنتا و شهریارو بابک رادمنش از جمله شاگردان صبا بودند که هر یک به نوعی گامی تازه در موسیقی ایران برداشتند.

از استاد صبا صفحات بسیاری حاوی تک‌نوازی‌ها و همنوازی‌های او منتشر شده‌است که مهارت فوق‌العاده او را در نواختن ویولن نشان می‌دهد. همچینین نوارهای خصوصی بسیاری پر کرده که مرجع هنرجویان و گویای تسلط فوق‌العاده او در نواختن سه‌تار است.

همچنین تاکنون سه دوره آموزش ویولن، چهار دوره تعلیم سنتور، یک دوره تعلیم تار، سه‌تار و .... از این هنرمند منتشر شده است.

خانه او نیز به عنوان موزه موسیقی چند سالی است که به ثبت ملی رسیده و برای بازدید میزبان مردم است.

خانه‌ی صبا متعلق به دوران پهلوی است. استاد صبا که در خانوادها‌ی هنری در تهران پا به عرصه‌ی هستی گذاشت، از خاندان صبا و از فرزندان فتحعلی خان متخلص به صبا و ملقب به ملک‌الشعراء بوده و نواده‌ی محمد خان ملک‌الشعراء - شاعر عهد ناصری - و فرزند کمال السطنه محسوب می‌شود.

خانه‌ی قدیمی صبا با قدمتی حدود 70 سال ازجمله ساختمان‌های بسیار ساده‌ی دوران خود محسوب می‌شود. بنایی با حیاطی مرکزی و پلانی نعلی شکل در اطراف آن که به دلیل محدودیت در مساحت،‌ فاقد بعضی از عناصر معماری آن دوران نظیر حیاط بیرونی است. ساختمان اتاق‌ها در چهار طرف حیاط و تزئینات زیبای اوایل پهلوی مانند آجری چینی در سر در ورودی،‌آیینه کاری و گچ‌بری ایوان و سر ستون از دیگر خصوصیات این بنا است.

خانه او ارزش معماری و زیبایی شناختی خاصی ندارد،اما این بنا در حال حاضر به عنوان مرکز موسیقی وزارت فرهنگی و ارشاد اسلامی مورد بهره‌برداری قرار گرفته و به شکل موزه‌ی لوازم خصوصی صبا از آن استفاده‌ می‌شود و مالکیت آن مطابق خواسته‌ی خانواده‌ی مرحوم صبا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار شده است.

موزه صبا برای نخستین بار سال 1353 به دست علی‌اکبرخان شهنازی افتتاح شد و به عنوان تنها موزه موسیقی که متعلق به یک هنرمند این حوزه بود،فعالیت کرد.

بخشی از موزه در آن زمان به عنوان کلاس‌ موسیقی مورد استفاده قرار گرفت و توسط شاگردان و دوستان صبا اداره شد و از انجا که این مجموعه در آن دوران مرکز تربیت بسیاری از هنرمندان برجسته موسیقی بود، بخشی در آن با نام «مکتب صبا» راه‌اندازی شد و به نوعی اولین مستر کلاس موسیقی که تنها شاگردان پیشرفته را می‌پذیرفت فعالیت کرد،اما به مرور با کهولت سن برخی از اساتید این مجموعه تعطیل شد.

حمیدرضا شبابی که در حالی حاضر مسوولیت این موزه را عهده‌دار است،درباره این مجموعه گفته است: «بعد از انقلاب موزه تا سال 79 به فعالیت خود ادامه داد و بعد از آن به دلیل رطوبت زیاد ساختمان برای چندسال جهت انجام مرمت و بازسازی از سوی میراث فرهنگی و دفتر موسیقی تعطیل شد و متاسفانه به دلیل کمبود بودجه کار آن به دارازا کشید».

او ادامه می‌دهد: «سرانجام روز دوشنبه - دوازدهم مرداد ماه سال 88- این موزه که خانه قدیمی استاد ابوالحسن صبا محسوب می‌شود،توسط «مصطفی کمال پورتراب» پژوهشگر موسیقی باردیگر گشایش یافت.در حال حاضر موزه به طور کامل توسط دفتر طرح‌های عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بازسازی شده و فعال است.»

به گفته شبابی ،این موزه روزانه بین 25 تا 30 بازدید کننده دارد و در صدد بالابردن امکانات خود برای ارتقا کیفی است.

او در همین رابطه گفت:«اسناد و عکس‌های بسیاری وجود دارد که به دلیل کمبود فضا نتوانسته‌ایم در دسترس علاقه‌مندان قرار دهیم،اما امیدواریم سیستم صوتی و تصویری فراهم شود که بتوانیم این اسناد را به نمایش عمومی بگذاریم و در کنار آن سایت موزه را نیز راه‌اندازی کنیم».

 

 

 

ترانه"ز خون جوانان وطن لاله دمیده " صد ساله شد



از خون جوانان وطن لاله دمیده نام یکی از معروف ترین تصنیف های عارف قزوینی ، شاعر ملی مشروطه است که بیستم دی ماه ، صد سال از تاریخ ساخت آن می گذرد.

به مناسبت صد سالگی این تصنیف،  سایت فرهنگخانه گفت و گویی با قدرت حسن زاده روزنامه نگار، نویسنده و پژوهشگری که در حال تدوین کتابی به نام« سرودهایی برای وطنم» است انجام داده است که می خوانید.


*آقای حسن زاده، « سروده هایی برای وطنم» به چه چیزهایی می پردازید؟
این کتاب به معرفی پنج سروده ای می پردازد که به آثار موسیقیایی تبدیل شده و و جایگاه خاصی یافته اند.

 

*آیا شاخصه های مشترک یا خاصی در این آثار وجود داشت که آن ها را برگزیدید؟
به نظر من سهل انگاری در خواندن تاریخ، سبب شده تا هر فردی قلم به دست بگیرد و و به نوشتن بپردازد. اگر خوانندگان عزیزی که به مطالعه درباره تاریخ یا سرنوشت یک اثر موسیقیایی می پردازند، با نگاهی بنیان شناسانه آن ها را مورد تحلیل قرار دهند، بی تردید با تناقص ها، تحریف ها و جعلیاتی مواجه خواهند شد که آن ها را دچار تعجب خواهد کرد.


منفعت طلبی های سیاسی، گروهی و شخصی بر بعضی از آثار حوزه موسیقی تاثیر گذاشته و با شایعات و القا اطلاعات غلط تصویری دیگر از آن ها را در اذهان عمومی ترسیم کرد. مثلا ترانه ای مانند«مرا ببوس» که شعر آن توسط زنده یاد حیدر رقبایی سروده شد تا مدت ها به عنوان شعری که توسط دو تن از افسران سازمان نظامی حزب توده در سال ۱۳۳۳ اعدام شدند سروده شده معرفی می شد. طی ۵۵ سالی که از تاریخ سرایش آن می گذرد. بسیاری سعی نموده اند آن را به نفع خود یایک جریان سیاسی مصادره کنند.

 

قدرت الله حسن زاده*«از خون جوانان وطن لاله دمیده»  یکی از آثاری است که در کتاب شما مورد بررسی قرار گرفته است. درباره آن صحبت کنید.
این تصنیف یکی از زیباترین و تاثیر گذارترین تصانیف عارف قزوینی، شاعر ملی مشروطه ایران است که در بیستم دی ماه ۱۲۹۹ شمسی ساخته شد.
«عارف» که از سال ۱۲۸۰ شمسی آرام آرام به مشروطه خواهان نزدیک شده و تحت تاثیر آن ها قرار گرفته بود، بعد از پیروزی آزادی خواهان، فتح تهران و پناهنده شدن محمد علی شاه به  سفارت روسیه، کلا خود را وقف جشن آزادی خواهی مردم ایران کرد و تا سال ۱۳۰۳ شمسی که دوران انزوایش را آغاز کرد، پرشور در مبارزات مردمی شرکت داشت. این تصنیف، هفتمین تصنیف او است که مناسبت به دار آویختن مشروطه خواه تبریز ساخته شد.


در عاشورای سال ۱۳۳۰ ه.ق روحانی مشروطه خواه تبریز زنده یاد ثقه الاسلام، همراه با هفت نفر  از یازانش توسط قوای اشغالگر روس به دار آویخته شدند. ده روز بعد  از شهادت آن ها، عارف این تصنیف را ساخت و به مناسبت علاقه ای که «حیدر خان عمواوغلی» به این تصنیف داشت آن را به او تقدیم کرد.

 

*وجه تمایزی که این تصنیف را با اقبال عمومی روبه رو ساخته چیست؟
مهم ترین شاخصه این تصنیف، وجود و حضور یک «ماتم عمومی» در سوگ از دست دادن رشیدترین فرزندان این ملت است. ماتمی که تصویری آشنا برای مردم این سرزمین است.
حضور همیشگی این ماتم عمومی سبب شده تا نسل های پیاپی که طی صد سال گذشته در این سرزمین زندگی کرده اند، با آن همنوا شده و احساس همدردی کنند. در گذشته،حتی خوانندگان جدی و برجسته برای نشان دادن مخالفت خود با نظام  غیر مردمی حاکم آن را خوانده اند. این تصنیف نوعی ادای دین به خونهای ریخته شده ی فرزندان این ملت در راه آزادی است.